مرتضى مطهرى

184

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )

زيباى طبيعت معتقد شدند . در ميان عوامل خوب از همه مهمتر روشنايى و باران ، و در ميان عوامل بد از همه مهمتر شب و زمستان و خشكسالى و قحطى و بيماريها و مرگ و آفات ديگر بود . ناچار عوامل خير و زيبايى را كه مىپرستيدند براى آنها نماز و دعا و نذر و نياز مىكردند ، براى رهايى از عوامل شر وردهايى مىخواندند و كم كم اين اعمال به جادوگرى و سحر و طلسم منتهى گشت و پيداست كه اين عقايد ( جادوگرى و طلسم ) يادگار دوره‌اى است كه با اقوام سامى بابلى و آسورى همسايه شده‌اند ، زيرا اقوام سامى بابلى و آسورى به سحر و طلسم و جادو عقيده‌اى راسخ داشتند و اين اعتقاد را ايرانيان از آنها كسب كردند و در همين زمان است كه زرتشت از ميان ايرانيان برخاسته و با اين خرافات درافتاده است . » « 1 » كريستن سن مىگويد : « دين قديم آرياها بر پرستش قواى طبيعت و عناصر و اجرام سماوى استوار بود . معذلك از زمان بسيار قديم خدايان عمدهء طبيعت داراى خصوصيات اخلاقى و اجتماعى مىشوند . چنين به نظر مىرسد كه قبل از جدا شدن دو تيرهء هندى و ايرانى از يكديگر تفاوتى ميان دو دسته از خدايان عمدهء آنها بوده است . يك دسته را « ديوها » مىخواندند و در رأس آنها خداى جنگجويى به نام « ايندرا » قرار داشت و دستهء ديگر را « آسوراها » ( به ايرانى « آهور » ) مىگفته‌اند و سردستهء آنها « ورون » و « ميتر » بود . اكثر دانشمندان برآنند كه « مزداه » ايرانيان كه به معنى دانا و بزرگترين آهور مىباشد ، همان « ورون » قديم است كه نام اصلىاش در نزد اقوام ايرانى فراموش شده است . » « 2 » ثنويت به معنى اعتقاد به دو مبدأ خير و شر از دورترين زمانها در فكر مردم آريا بوده است و در حقيقت مهمترين چيزى كه از دير زمان فكر اين مردم را مشغول مىكرده است دوگونه بودن موجودات و خوب و بد بودن آنهاست . آقاى دكتر محمد معين مىگويد :

--> ( 1 ) . تاريخ اجتماعى ايران ، ج 1 / ص 27 و 28 . ( 2 ) . ايران در زمان ساسانيان ، ص 45 .